جامعهی فرهنگ و هنر ایران سوگوار درگذشت بهرام بیضایی، یکی از تأثیرگذارترین سینماگران و نمایشنامهنویسان معاصر ماست. ما در «لذت فارسی» برای پاسداشت میراث ارزشمند او، یادداشت تأملبرانگیز دکتر محمد دهقانی، پژوهشگر برجسته ادبیات فارسی و استاد همراه مجموعهمان را بازنشر میکنیم.
همین حالا دوست خبرنگارم، فرزاد نعمتی، تلفن زد و خبر داد که بهرام بیضایی هم در غربت درگذشت. هنرمندی نظیر او را ایرانیان دیگر به این زودیها نخواهند دید.
او را با فیلمها و نمایشنامههایش در دههی ۱۳۶۰ شناخته بودم. آن وقتها تلویزیون مرگ یزدگرد را نشان میداد با بازی درخشان سوسن تسلیمی. بعد او در باشو، غریبهی کوچک هم درخشید. و این هر دو را بیضایی نوشته و کارگردانی کرده بود. او را باید از زمرهی بزرگترین کارگردانان مؤلف جهان، در ردیف کوروساوا، به شمار آورد.
در اواسط دههی ۱۳۷۰ در دانشگاه هنر فارسی عمومی به بچههای سینما و تئاتر درس میدادم. به درخواست خودشان نمایشنامههای بیضایی و ساعدی و اکبر رادی را برایشان خواندم و تحلیل کردم. آنجا بود که ناچار با دقت بیشتری به نثر بیضایی نگریستم و دانستم که او نویسندهای “زبانآگاه” است و اطوار و ادوار مختلف زبان فارسی را میشناسد و از ظرفیتهای آن آگاهانه بهره میگیرد.
مثل علی حاتمی به تاریخ و روایتهای تاریخی علاقهمند بود و، برخلاف او، از تاریخ قاجار فراتر رفت و به دوردستهای تاریخ ایران سفر کرد و از اعصار اساطیری ایران تا دورههای تاریخی ساسانی و اسلامی را درنوردید و سبک و زبانی ابداع کرد که ویژهی خودش بود.
دریغا که در برابر حریف قدر روزگار ما، یعنی جهل و عصبیت مدعیان دینپروری، تاب نیاورد و ترک وطن گفت و اینک در غربت سر بر بالین خاک نهاد. متصدیان امر، اگر عاقل باشند، پیکر او را با احترام به موطن مألوف و محبوبش باز میگردانند و در جایی مناسب به خاک میسپارند و بنایی رفیع به یادش برپا میکنند.
اما کو عقل؟
درباره نویسنده: دکتر محمد دهقانی، صاحبنظر و مرجع شناختهشده در حوزه ادبیات و تاریخ ایران است. میتوانید تحلیلهای عمیق و موشکافانه ایشان بر متون کلاسیک همچون «گلستان سعدی» و «قابوسنامه» را در بخش مجموعه درسگفتارهای ما دنبال کنید.
