ويكتوريا بليم

  • هر سال در بروكسل یک جشن موسیقی بر گزار مى شود به نام جشنواره موسيقى بروكسل. موضوع امسال سوريه بود و نوازندگان و خوانندگان سوری به بلژيك آمدند. ما به كنسرت ابراهيم كيفو رفتيم و هنرش روى ما خیلی تأثیر […]

    • سلام ویکتوریا جان
      اولین نوشته ات مبارک… ‏
      من دورادور شما را می شناسم و خوبی های شما را شنیده ام. ‏
      چه خوب که به کنسرت رفته ای. من هم شیفته ی کنسرت هستم. آخرین کنسرتی که رفتم کنسرت ‏همایون شجریان بود و خوب خیلی لذت بخش و روح نواز بود. صدای این مرد مرا می کُشد و یک جورایی مست ‏و بی هوش می شوم! ‏
      اسم ابراهیم کیفو را نشنیده بودم. نوشته ای که اهل الجزیره است و در ادامه نوشته ای: «جامعۀ کُرد با ‏ارمنیان، آشوریان و تُرک ها زندگى مى کنند.» این سؤال به ذهن من آمد که استاد کیفو کرد است؟ ‏آرمنی است؟ آشوری یا تُرک؟ اگر جوابش را می دانی برایم بنویس. ‏
      و اما برخی کلمه ها را من این جا می نویسم که اگر تغییر کند نوشته ات بهتر می شود: ‏
      هنرش روى ما خیلی تأثیر گذاشت: اجرایش روی ما… ‏
      نه فقط به این دلیل که موسیقى اش قشنگ بود، بلکه چون که فلسفه اش هم عمیق بود: نه فقط به این ‏دلیل که موسیقی اش قشنگ بود، بلکه فلسفه اش هم عمیق بود. ‏
      ‏ استاد کیفو در الجزیره به دنیا آمد: … آمده
      البته هماهنگى آنها قربانى خشونت جنگ شده بود: البته وحدت/ اتحاد آن ها … شده است. ‏
      خوب بقیه اش را می گذارم بعدا. انقدر که نباید ایراد گرفت نه؟ (لبخند). اما در مورد شادی و مولانا نوشته ‏ای. من عاشق مولانا هستم. این مصراع مولانا را شنیده ای که می گوید: «بر جای غم، شادی خورم!» ‏

    • سلام ویکتوریای عزیز
      من با نظر شما و استاد کیفو درباره موسیقی و هنر موافقم و آن را تحسین می‌کنم.
      ایران هم سرزمین فرهنگ های مختلف است که در طول تاریخ در کنار هم زندگی کرده‌اند و مثل الجزیره همواره در معرض جنگ یا اختلاف بوده ولی هنر و فرهنگ عمیق تا کنون باعث اتحاد مردم بوده است.
      باز هم منتظر متن‌های زیبایت هستم.

  • ويكتوريا بليم تبدیل به یک عضو ثبت نام شده شوید 1 سال, ماه 3 قبل