آتنا کریمی

  • سلام جما
    جما سلااااااااااااااام
    وای جماجان تو در نوشتن معرکه ای. فقط نوشتن درست و مرتب نه! تو معنای عمیقی را پشت نوشته هایت درج می کنی. این نوشته ات از آن جنس نوشته هایی بود که درنگ می خواست. این که بایستی و به معناها فکر کنی… طعمی از خاطرات از دست رفته و مرور آن با لباس عروسی…
    من هم لباس عروسم را هنوز نگه داشته ام اما خب حوصله ی خ…[ادامه خبر]

  • سلام ویکتوریا جان
    اولین نوشته ات مبارک… ‏
    من دورادور شما را می شناسم و خوبی های شما را شنیده ام. ‏
    چه خوب که به کنسرت رفته ای. من هم شیفته ی کنسرت هستم. آخرین کنسرتی که رفتم کنسرت ‏همایون شجریان بود و خوب خیلی لذت بخش و روح نواز بود. صدای این مرد مرا می کُشد و یک جورایی مست ‏و بی هوش می شوم! ‏
    اسم ابراهیم کیفو را نشنیده بودم. نوشت…[ادامه خبر]

  • جماجان
    نوشته ات برای من جذاب بود. جاهایی از آن خندیدم.
    مخصوصا تصور اولیه درباره ی قورمه سبزی و فسنجان! این که کسی آن ها را لجن ببیند! خیلی جالب بود. چون ما از کودکی با این غذاها بزرگ شده ایم چنین تصویر بامزه ای ندیده بودم.
    قبلا گفته ام که تنوع واژگانی بالایی داری، این که متنت انسجام فوق العاده ای دارد. این بار از تعبیرها و تشبیه های جالبی ا…[ادامه خبر]

  • جما جان من از بین غذاهای ایرانی کباب کوبیده را از همه بیشتر دوست دارم. البته این فقط به خود این ‏غذا بر نمی گردد بلکه تمام خاطرات کودکی من پر از بوی کباب است! پدر من قصاب بود. برای همین ‏سه غذا به شکل هفتگی در خانه ما وجود داشت: کله پاچه، جگر و کباب. از جگر هیچ وقت خوشم نمی ‏آمد. اما خبر نداشتم که بعدها بزرگ می شوم دیگر دستم به این غذای خون ساز ن…[ادامه خبر]

  • ای جانم جما…
    چقدر با دیدن نوشته ات در اینجا ذوق کردم
    چقدر تنوع واژگانی ات بالا بود. قیدها، صفت ها، تعبیرها… مضمون هم انسجام درستی داشت. شروع، میانه و پایان خوبی داشتی.
    من لذت بردم مخصوصا از این بخش: «بعضی وقت ها گزینش از بی نهایت چیزی خوبی نیست. از اینترنت وزن کتاب را نمی شود حس کرد. از اینترنت عطر صفحه ها را نمی شود بو کرد. از اینترن…[ادامه خبر]

  • آتنا کریمی's بروزسانی مشخصات انجام شد در حال حاضر

  • آتنا کریمی تصویر پروفایل خود را تغییر داد در حال حاضر