موسیقى

هر سال در بروکسل یک جشن موسیقی بر گزار مى شود به نام جشنواره موسیقى بروکسل. موضوع امسال سوریه بود و نوازندگان و خوانندگان سوری به بلژیک آمدند. ما به کنسرت ابراهیم کیفو رفتیم و هنرش روى ما خیلی تأثیر گذاشت نه فقط به این دلیل که موسیقى اش قشنگ بود، بلکه چون که فلسفه اش هم عمیق بود. استاد کیفو در الجزیره به دنیا آمد. این منطقه را به عنوان یک منطقه بین المللی می شناسند. جامعۀ کُرد با ارمنیان، آشوریان و تُرک ها زندگى مى کنند. البته هماهنگى آنها قربانى خشونت جنگ شده بود و فرهنگ موسیقى هم رنج کشیده بود. در یک چشم به هم زدن رابطۀ بین مردم خراب شده بود.

استاد کیفو توضیح داد که با دولت یا با سیاست کاری ندارد. کارش این است که موسیقی بسازد و آهنگ بخواند. باور دارد که در هر حال هنر و زیبایى مهم اند براى این که هنر معناى واقعى زندگى را به یادمان مى آورد. هر چند زندگى تلخ و سخت مى شود، ما به هنر نیاز داریم. من موافق بودم و از حرف هاى استاد کیفو لذت بردم. به یاد دورۀ سخت زندگى ام افتادم و درک کردم که هنر در این مواقع خیلى مهم است.

پس استاد کیفو آهنگ خواند. عجب شگفت انگیز بود. در موسیقی اش رگه هایى از فرهنگ عربى و ایرانى هم دیده مى شد. پر از روح و انرژى بود. آهنگ درمورد طبیعت و زیبایى اش بود و درمورد عشق. مثل مولانا گفت، “عشق شادى ست، عشق آزادى ست.” این موسیقى پر از احساسات ما را از وضعیت روزمره بیرون آورد.