نظر اورهان پاموک درباره ادبیات و فرهنگ فارسی چیست؟

5 بازدید

اورهان پاموک، برنده جایزه نوبل

فرید اورخان پاموک  (Ferit Orhan Pamuk) که در ایران به اورهان پاموک معروف است، نویسنده و رمان‌نویس اهل کشور ترکیه است که در سال ۲۰۰۶ میلادی برنده جایزه نوبل ادبیات شد.

او در اردیبهشت 1397، به ایران سفر کرده بود تا در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران شرکت کند. او در این سفر و پیش از این نیز، از تأثیر فرهنگ و ادبیات ایران بر آثارش سخن گفته است.

ایران مانند وطن من است

به گزارش ایسنا او در نشستی که به مناسبت ورودش به ایران برگزار شده بود، گفت: «کتاب‌هایم به ٦٠ زبان دنیا ترجمه شده است، امّا وقتی به ایران می‌آیم انگار وطن خودم است. در تهران بودن برای من لذّت‌بخش است و این دومین‌بار است که به ایران آمده‌ام. کتاب‌هایم نیز از ٢٥ سال پیش به فارسی ترجمه شده است. برخی از دوستان ایرانی رمان نام من سرخ را بیشتر از آن‌که ترکی بدانند ایرانی می‌دانند زیرا در آن درباره ایران و مینیاتور ایرانی نوشته شده و کتاب سیاه نیز تحت تأثیر منطق‌الطیر عطار و در قالب رمانِ پست‌مدرن نوشته شده است.»

پاموک و شاهنامه

پاموک در مصاحبه تلفنی با مجله آنلاین «اسلیت/ slate» به مناسبت انتشار رمان زنی با موهای قرمز، نیز گفته است: «رمان زنی با موهای قرمز ریشه‌های احساسی و شخصی دارد، شباهت‌هایی داستانی با نمایشنامه شاه اُدیپ سوفوکل دارد که درباره کشته شدن پدر توسط پسر است و همین‌طور با شاهنامه، قصّه حماسیِ فردوسی،هم ارتباط دارد. داستان رستم و سهراب در شاهنامه، نقطه مقابل «ادیپ» است چون این بار پسر است که به دست پدر کشته می‌شود.»

به دلیل همین شباهت‌های فرهنگی رمان زنی با موهای قرمز در ایران هم فروش خوبی داشته و مورد استقبال منتقدان و مخاطبان قرار گرفته است؛ برای مثال سامان موحدی‌راد در نقدی که بر این کتاب نوشته است، اشاره می‌کند: «به‌نظر می‌رسد زنی با موهای قرمز در میان کارهای او برای خوانندگان ایرانی اهمیّت بیشتری داشته باشد. هم به این دلیل که رمان متأثّر از شاهنامه است و یکی از داستان‌های محوری که شخصیّت اصلی داستان از آن تأثیر فراوان می‌گیرد، داستان رستم و سهراب است و هم از این جهت که در بخشی از داستان، پاموک تجربه سفرش به ایران را روایت و فضای این دو کشور را مقایسه می‌کند… درمجموع این کتاب را می‌توان ادای دِینی به فردوسی و تأثیری که بر فرهنگ ایران و ترکیه گذاشت نیز قلمداد کرد.»

پاموک در بخشی از این کتاب می‌نویسد: «ما ترک‌ها شاهنامه را کنار گذاشته‌ایم، البته ما دیگر در دنیایی که حکایت قهرمانان مبارزی مثل رستم با لذّت خوانده شود، زندگی نمی‌کنیم. کتاب فردوسی فراموش شده، امّا حکایت‌های شاهنامه فراموش نشده. آن‌ها زنده‌اند. تک‌تکشان لباس عوض کرده‌اند و بین ما می‌چرخند.» صفحه 245، ترجمه مژده الفت

پاموک در رمان نام من سرخ هم به موضوعاتی مانند تاریخ نقاشی در سرزمین‌های اسلامی‌می‌پردازد. او از کتاب‌های بسیاری در این رمان نام می‌برد که در فرهنگ و تمدن اسلامی‌مشهور بوده‌اند. اغلب این کتاب‌ها،  ازجمله شاهنامه شاه طهماسبی، ایرانی هستند. او همچنین برخی حکایت‌های نظامی و فردوسی را نیز در رمانش بازگو کرده‌است.»

پاموک درباره این کتاب هم در مصاحبه‌ای که در مجله نافه در سال 1389 چاپ شده، گفته‌ است: «یکی از انگیزه‌های من برای نوشتن رمان نام من سرخ، بازآفرینی داستان‌های ادبیات کلاسیک بود… زمانی که داشتم کتابم را می‌نوشتم از خواندن شاهنامه و خسرو و شیرین لذّت می‌بردم. یکی از دلایلی که من روی این نوع کتاب‌های مهم کار کردم این بود که آنها مصوّر هستند. همه هنرمندان کم و بیش موضوعات و مجالس و لحظه‌های تاریخی مشترک را مصور کرده‌اند. به نظر من خسرو و شیرین به نوعی رومئو و ژولیت بوده است.»

پاموک و فرهنگ ایرانی

در این مصاحبه نیز پاموک از تأثیر فرهنگ ایرانی بر آثارش می‌گوید و رفتار مردم ایران در برابر فرهنگ و هنر گذشته‌شان را با برخورد مردم ترکیه مقایسه می‌کند:

تمرین و مشارکت در بحث

شما کدام‌یک از رمان‌ها یا آثار اورهان پاموک را خوانده‌اید؟
نظر شما درباره الهام گرفتن نویسندگان و هنرمندان از فرهنگ‌های متفاوت چیست؟

دیدگاه‌تان را بنویسید:

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.