چرا لازم است مولانا را به زبان اصلی بخوانیم؟

56 بازدید

به نظر می‌رسد که هرچه پیش می‌رویم شیفتگان مولانا و شعر او در همه دنیا بیشتر می‌شوند؛ کسانی که دوست دارند وقت خود را صرف خواندن اشعار مولانا کنند. سال گذشته شاگردی آمریکایی داشتم، یک زن شصت سالۀ در آستانۀ بازنشستگی که به گفتۀ خودش بیست سال بود در کلاس‌های مولوی خوانی شرکت می‌کرد. ده کلمه فارسی بلد نبود اما نی نامه را در زبان فارسی از بر می‌خواند و وقتی می‌خواند اشک در چشمانش حلقه می‌زد. او از من می‌خواست که با هم نی نامه را بخوانیم. می‌گفت خسته شده است از این که همه ترجمه‌ها را بارها و بارها خوانده و هنوز شعر را آن طور که باید نمی‌فهمد. به عنوان یک فارسی زبان می‌فهمیدم چه می‌گوید. از همان نی نامه شروع کردیم. سخت بود، خیلی سخت. نه من انگلیسی را آنقدر مسلط بودم که نی نامه را به انگلیسی درس بدهم و نه او ذره‌ای فارسی می‌دانست که مصرعی را بدون کمک انگلیسی بفهمد. هر دو جان می‌کندیم. بیت‌ها را واژه به واژه و با مکث و درنگ می‌خواندیم و درباره طیف معنایی‌شان حرف می‌زدیم. گاهی وقتی کارمان روی یک بیت تمام می‌شد از هیجان فهم جدید فریاد می‌کشید. کم کم احساس کرد که نیاز دارد نحو فارسی را بفهمد، پس و پیش شدن واژه‌ها به ضرورت وزن را بفهمد و موسیقی شعر را درک کند. ‌‌طبیعی است که برای یک زن شصت سالۀ آمریکایی که هرگز به دانستن زبانی غیراز زبان مادری‌اش نیازی نداشته و هرگز زبان آموزی را تمرین نکرده، کار دشواری بود. دیگر سنش و اقتضائات زندگی‌اش اجازه نمی‌داد. پس، بعد از مدتی رها کرد. یقیناً هنوز در کلاس‌های مولوی شرکت می‌کند و برایش آسان‌تر است که مولانا را به کمک مترجمانش بفهمد.

بدون شک مترجم‌های مولانا برای ترجمۀ شعر او زحمت زیادی کشیده‌اند، اگر آنها نبودند مولانا در جهان ناشناخته می‌ماند. برای مثال برگردان‌های کلمن بارکس در دهۀ هشتاد سبب شهرت مولانا در آمریکا شد. به طوری که تا سال 2014 دو میلیون نسخه از کتاب‌های او به فروش رسید و به بیست و سه زبان ترجمه شد. به بیان دیگر همانطور که امید آزادی بوگر و سایمون پتن می‌نویسند: «محبوبیت شعر مولوی از ترجمه اشعار او جدا نیست.»[1] اما واقعیت­های زیر را نیز نمی‌توان نادیده گرفت:

  1. با این که «مساله ترجمه ناپذیری شعر» غالبا مانعی بر سر راه ترجمه نیست، نمی‌توانیم آن را در شعرهای عرفانی مولانا نادیده بگیریم. هنگام ترجمه شعر عارفانه و صوفیانه بافت متن اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و نمی‌توان به راحتی آن را منتقل کرد.
  2. واقعیت این است که غالب مترجمان مولانا از جمله کلمن بارکس، دیپاک چوپرا، هلمیسکی و آندرو‌هاروی آشنایی اندکی با زبان فارسی دارند و ترجمه‌هایشان با واسطه و غیرمستقیم است. برای مثال بارکس برای برگردان اشعار مولوی از ترجمه‌های پیش از خود استفاده کرده است و به اصل زبان اعتنایی ندارد. طبیعی است که در این حال ظرایف این زبان را آنطور که باید درک و منتقل نمی‌کند. اشتباهاتی که به این دلیل وارد ترجمه می‌شود کم نیست. می‌توانیم به مقالاتی که به نقد ترجمه اشعار مولانا اختصاص دارند مراجعه کنیم تا نمونه این اشتباهات را ببینیم. هرچند مقاله‌های بسیاری بیشتری باید در این باره نوشته شود.[2]
  3. تفاوت گفتمان شرق و غرب، خواه ناخواه در ترجمه‌های مولانا موثر بوده است. برای مثال مفهوم عشق مثل بسیاری از مفاهیم عرفانی و صوفیانه دیگر در فرهنگ شرقی معنایی دارد که از دور نمی‌توان آن را شناخت. درست است که درک عمیق این مفاهیم حتی با یادگرفتن زبان فارسی هم حاصل نمی‌شود اما وقتی خواننده غیر ایرانی خود را به خواندن متون اصلی فارسی عادت می‌دهد و مشقت آن را به جان می‌خرد مولانا را از دریچه نزدیک‌تری خواهد دید.
  4. شناخت مولانا در غرب گاهی با خرافه و بدفهمی‌آمیخته شده است. گاهی اشعاری را به مولانا نسبت می‌دهند که اصلاً از مولانا نیست. برای مثال رباعی زیبای زیر که به مولانا نسبت داده شده متعلق به ابوسعید ابوالخیر است.

باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ / گر کافر و گبر و بت‌پرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌/ صد بار اگر توبه شکستی باز آ

!Come, come again, whoever you are, come
!Heathen, fire worshipper or idolatrous, come
,Come even if you broke your penitence a hundred times
.Ours is the portal of hope, come as you are

جالب اینجاست که این رباعی به قدری در جهان مشهور و محبوب است که خوانندگان انگلیسی زبان زیادی آن را خوانده‌اند! [3] طبیعی است که خواندن مولوی در زبان فارسی احتمال چنین اشتباهاتی را از بین خواهد برد.

خلاصه کلام این که اگر مولانا را می‌خوانید که بتوانید بگویید مولانا خوانده‌اید، فرقی نمی‌کند آن را به زبان انگلیسی، آلمانی یا عربی بخوانید. چون در هر حال پس از مطالعه می‌توانید درباره بعضی از موضوعات شعر مولانا با دیگران صحبت کنید. اما اگر هدفتان این است که مولانا را واقعا بفهمید، متاسفانه چارۀ دیگری ندارید جز این که به اندازۀ توانتان آن را به زبان فارسی بخوانید یا دست کم موقعی که ترجمۀ آن را در زبان دیگری می‌خوانید متن اصلی فارسی را پیش چشم داشته باشید.

[1] امید آزادی بوگر و سایمون پتن. «ترجمه‌های کلمن بارکس از مولوی در آمریکا» ترجمه مصطفی حسینی، فصلمنامه مترجم، (1397):9.

[2] برای نمونه می‌توانید این مقالات را بخوانید

  • محمد طاهری و دیگران. «بررسی تطبیقی ترجمه‌های مثنوی»‌‌نشریه ادبیات تطبیقی، دوره 4، شماره 8، (1392): 165-202.
  • ایوب مرادی و محسن رحیمی. «تغییر گفتمان در ترجمه اشعار مولانا نمونه موردی: نغمه‌های بهشت (رفیق عبدالله).» فصلنامه پژوهش‌های ادبی و بلاغی، دوره 5، شماره 3 (1396):79-90.

[3] ‌‌‌‌برای نمونه این ویدئوی زیبا را در یوتیوب ببینید:

تمرین و مشارکت در بحث

شما تا چه اندازه با نظر نویسندۀ این مطلب دربارۀ اهمیتِ خواندنِ شعرِ مولوی به زبانِ فارسی موافق هستید؟

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.