سیمین دانشور: یادی از آن سفر کرده و آلبوم تصاویر

56 بازدید

سیمین دانشور یکی از نویسندگان بعد از جریان مشروطیت در ایران است که به عنوان اولین زن ایرانی وارد عرصه ادبیات ایران شد. آنچه در این مقاله می‌خوانید گزارشی است از زندگی و جریاناتی که بر این بانوی بزرگ رخ داده است و همین طور خانه زیبایی که سال‌ها در آن‌جا عمر را سپری کردند.

سیمین دانشور در ۸ ادریبهشت سال ۱۳۰۰ در شهر شاعر پرور شیراز چشم به جهان گشود. وی نخستین زن ایرانی است که به صورتی حرفه‌ای در زبان فارسی داستان نوشت. مهم‌ترین اثر او رمان «سووشون» است که نثری ساده دارد و به ۱۷ زبان ترجمه شده است. این رمان از جمله پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی در ایران محسوب می‌شود.
پدرش دکتر محمدعلی دانشور (احیاءالسلطنه) همان کسی است که دانشور در رمان «سووشون» از او به نام دکتر عبدالله خان یاد می‌کند؛ احیاءالسلطنه مردی با فرهنگ و ادب بود و عضو گروه حافظیون که شب‌های جمعه بر سر مزار حافظ جمع می‌شدند و یاد حافظ را زنده می‌داشتند. مادر سیمین دانشور قمرالسلطنه حکمت نام داشت. بانوی شاعر و هنرمند که نقاشی را به فرزندانش می‌آموخت و مدتی هم مدیر هنرستان دخترانه هنرهای شیراز بود سیمین سه برادر و دو خواهر داشت و در خانواده‌ای اهل ذوق و هنر پرورش یافت.
این بانوی داستان‌سرا از کودکی با ادبیات و هنر توسط مادر و پدرش آشنا شد و دوران ابتدایی و متوسط را در مدرسه انگلیسی «مهرآئین» به تحصیل پرداخت و در امتحانات نهایی شاگرد اول سراسر کشور شد. سپس به تهران آمد و در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شد و در مدرسه‌ای آمریکایی در تهران اقامت گزید.
پدرش در سال ۱۳۲۰ زمانی که سیمین موفق به اخذ مدرک لیسانس شده بود، درگذشت و با وجود درآمد مکفی پدر و ثروت مادرش برای مدتی مجبور به کار کردن شد. از جمله کارهایی که سیمین به آن اشتغال داشت، معاونت اداره تبلیغات خارجی و همچنین نوشتن مقاله برای روزنامه ایران آن زمان با نام مستعار «شیرازی بی‌نام» بود و برای مدت کوتاهی نیز در رادیو تهران مشغول بود.
دانشور در واقع اولین زنی است که داستان‌نویس بودن را به صورت حرفه‌ای پیش گرفت. البته قبل از او هم افرادی بودند مانند امینه پاکروان که البته به فرانسه می‌نوشت، ولی فارسی را خوب نمی‌دانست، اما در هر حال سیمین دانشور را اولین زن نویسنده ایرانی می‌دانند.
او در دوره‌ای داستان‌نویسی را آغاز می‌کند که حضور زن به عنوان نویسنده خرق عادت بود؛ کاری را که فروغ فرخزاد در شعر انجام می‌دهد، دانشور در داستان ترسیم می‌کند. اولین اثرش «آتش خاموش» را در ۲۲ سالگی نوشت و در ۲۷ سالگی چاپ کرد؛ البته این داستان مشق اول او بود. وقتی که آن را به صادق هدایت نشان داد و نظرش را خواست به او گفت:
اگر من به تو بگویم چطور بنویس و چکار کن دیگر خودت نخواهی بود، بنابراین بگذار دشنام‌ها و سیلی‌ها را بخوری تا راه بیفتی و (دانشور) ادامه می‌دهد «من هم همین کار را کردم.»
در آخر بهار همان سال یعنی ۱۳۲۷، پس از انتشار «آتش خاموش» سیمین دانشور در مسیر بازگشت از شیراز به تهران با جلال‌ آل‌احمد آشنا شد. این تاریخ نقطه عطفی در زندگی سیمین محسوب می‌شود؛ زیرا جلال ‌آل‌احمد نیز از نویسندگان بنام دوره است که اولا با بزرگان این عرصه آمد و شد دارد، ثانیا ذاتا نویسنده‌پرور است.
دانشور یکی از دانشجویان مشهور دوران طلایی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران است که در محضر استادانی مانند بدیع‌الزمان فروزانفر، ملک‌الشعرا بهار و پرویز ناتل خانلری حضور داشت.
سیمین دانشور در سال ۱۳۲۸ موفق به اخذ مدرک دکتری ادبیات فارسی از دانشگاه تهران شد و رساله زیبایی شناسی «علم الجمال و جمال» را که در رابطه با ادبیات قرن هفتم است، به رشته تحریر درآورد. به مدت ۵ سال با منتقدان بزرگی چون فاطمه سیاح، بهمینار، ملکی و فروزانفر کار کرد. مشوق دانشور در داستان‌نویسی فاطمه سیاح، استاد راهنمای وی و صادق هدایت بود.
در سال ۱۳۲۹ جلال آل‌احمد و سیمین دانشور با یکدیگر ازدواج کردند. البته این ازدواج مخالفت‌هایی را از جانب خانواده جلال به همراه داشت؛ پدر جلال در روز عقدکنان مراسم را ترک کرد و به قم بازگشت و تا ۱۰ سال بعد از آن، پای به خانه جلال نگذاشت. سیمین دانشور تا سال ۱۳۴۸ که جلال به طور ناگهانی در اسالم گیلان نقاب خاک بر چهره پوشید، با وی همراه بود.
در سال ۱۳۳۱ (۱۹۵۱ میلادی) دکتر سیمین دانشور با استفاده از بورس تحصیلی فولبریت به آمریکا رفت و به مدت دو سال در رشته زیباشناسی در دانشگاه استنفورد مشغول به تحصیل شد و نزد والاس استنگر داستان‌نویسی و نزد فیل پریک نمایشنامه‌نویسی آموخت.
پس از برگشتن به ایران، دانشور در هنرستان هنرهای زیبا به تدریس پرداخت تا اینکه در سال ۱۳۳۸ استاد دانشگاه تهران در رشته باستان‌شناسی و تاریخ هنر شد. اندکی پیش از مرگ آل‌احمد در ۱۳۴۸، رمان «سووشون» را منتشر کرد که از جمله پرفروش‌ترین رمان‌های معاصر است. وی در ۱۳۵۸ از دانشگاه تهران بازنشسته شد. از سیمین دانشور همواره به عنوان یک جریان پیشرو و خالق آثار کم‌نظیر در ادبیات داستانی ایران نام برده می‌شود.
در این مدت داستان‌های کوتاه او به انگلیسی در مجله ادبی پاسیفیک اسیکتاتور و کتاب داستان‌های استنفورد به چاپ رسید. دانشور در آمریکا تکنیک، فضاسازی، مکان و محیط داستانی را آموخت و در واقع از مدرن‌ترین شیوه‌های روایی داستان آگاه شد. وقتی از آمریکا برگشت، «شهری چون بهشت» را نوشت که ده‌ها قدم از آثار قبلی‌اش جلوتر بود.
به طور کلی سیمین دانشور در آثار خود به مشکل هویت و جایگاه زن ایرانی در مرحله‌ای از تغییر و تحول اجتماعی می‌پردازد و تلاش زنان برای خودیابی را با انتقاد از جامعه‌ای که دنیای زنان ناشناخته‌تر از دنیای مردان است مورد بررسی قرار می‌دهد.
رمان «جزیره سرگردانی» که وقایع آن از نزدیکی‌های پاگیری انقلاب اسلامی‌در کشور آغاز و تا بحبوحه انقلاب ادامه می‌یابد، جزو آخرین آثار داستانی منتشره از این بانوی کهنسال نویسنده است که در شمارگان بالایی به چاپ رسیده و مورد توجه محافل و منتقدان ادبی واقع شده است.
تیراژ افسانه‌ای «ساربان سرگردان» که حدود ۸۸ هزار نسخه است، در روزگاری که تیراژ رمان چیزی حدود ۳۰۰۰ نسخه است، تاکیدی دیگر بر این نکته است که دانشور در مخاطب‌شناسی نیز تبحر زیادی دارد. این امتیاز را قبل از هر چیز باید ناشی از درک و فهم نویسنده‌اش از انسان ایرانی با توجه به فرهنگ و تمدن ایرانی دانست. دانشور به عمیق‌ترین شکل ممکن انسان ایرانی را با توجه به اعتقادات و باورهایش در آثارش بازتاب می‌دهد. در جلد سوم که «کوه سرگردان» نام دارد، بیشتر درباره موعود نوشته است.
دانشور همچنین عضو و نخستین رئیس کانون نویسندگان ایران پیش از پیروزی انقلاب اسلامی‌بود.
در این مهم که دانشور خود ذاتا نویسنده باهوش و زیرکی بود شکی نیست؛ ولی عواملی برای سیمین دانشور ادبیات معاصر ایران شدنش دست به دست هم دادند. اول آنکه همسایه نیما بود و نیما را خوب می‌شناخت. نیما بسیاری از اشعارش را در حضور او سرود، پس آشنایی او با نیما بسیار اثرگذار بود.
نکته بعد آشنایی او با خانم سیاح بود و رساله‌اش ابتدا به راهنمایی او بود. خانم سیاح فارسی زیاد نمی‌دانست اما انگلیسی‌اش خوب بود و دانشور برایش ترجمه می‌کرد. خانم سیاح دکترایش را از روسیه گرفته بود و چخوف را او به دانشور شناسانید. او تأثیر زیادی بر دانشور گذاشت تا دچار تحجر دانشگاه نشود. تا اینکه خانم سیاح از دنیا رفت و در پایان رساله‌اش مجبور شد که با فروزانفر که مخالف شعر نو بود (بحر طویل می‌دانست) ادامه دهد.
نکته سوم هم حضور جلال بود و این خانه که مرکز رفت و آمد نویسندگان و شاعران جدید بود؛ آدم‌هایی مثل براهنی، ساعدی، شاملو، شاهرودی، اخوان و غیره.

آلبوم تصاویر

منبع: کجارو

دیدگاهتان را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.